مسعود پزشكيان در سفر به كشور روسيه گفتوگويي متفاوت با يك خبرنگار روس انجام داد و نكات مهمي را در اين مصاحبه بيان كرد.

شفقنا نوشت: رئيس جمهور با بيان اينكه ايران كشوري نيست كه تازه به دنيا آمده و با نگاهها و چارچوبهاي مدنظر زيادهخواهان شكل گرفته باشد؛ گفت: ما هستيم و مانديم و طبيعتا توافق بلندمدت و راهبردي كه با فدراسيون روسيه امضا كرديم، نشان از آن دارد كه قرار نيست، نه روسيه و نه ايران تسليم خواستههايي شويم كه آنها ميخواهند براي ما طراحي كنند و قادريم در منطقه سياستها و آرامش و امنيت و توسعه و اقتصاد را با همديگر و به همراه يكديگر توسعه دهيم.
دكتر مسعود پزشكيان در جريان سفر به روسيه در گفتگويي با شبكه ۱ تلويزيون روسيه به تشريح اهميت امضاي توافقنامه جامع راهبردي ميان دو كشور و برنامههاي ايران و روسيه براي تعميق و گسترش همكاريهاي فيمابين پرداخت.
متن كامل اين گفتگو به شرح زير است؛
خبرنگار: جناب آقاي رئيس جمهور خيلي ممنون از اينكه فرصت را در اختيار ما قرار داديد. در ابتدا مايلم از شما بپرسم كه چه چيزي در مسكو بيشتر از همه براي شما جالب توجه بود؟
دكتر پزشكيان: ما معمولا سوار خودرو ميشويم و از هواپيما مستقيم به هتل و محلهاي در نظر گرفته شده براي ديدارها و برنامهها ميرويم؛ اين روندي است كه به آن عادت كردهايم، ولي در سفر به مسكو آنچه كه براي ما مهم بود، توافقي است كه امضا شد و طبيعتا اين براي ما دستاورد خوبي بود.
ميدانيم كه بسياري از كشورها سياستهاي خصمانهاي عليه ما دارند. در اين قرارداد آيا چيز ديگري به ويژه در بخش اقتصادي فراتر از چيزهايي كه به آنها اشاره شده و شما بخواهيد آن را بيشتر برجسته كنيد، وجود داشت؟
ما در سه زمينه اين توافق را با هم ديگر امضا كرديم. اين توافق ۴۷ بند داشت، ۱۲ – ۱۳ بند اول درباره بحثهاي امنيتي و سياسي بود، در همه قسمتهايي كه بايد با هم تعامل كنيم، چه امنيت بين دو كشور و چه امنيت منطقه و چه همسايگان و چه مداخلات در ايجاد صلح و امنيت در منطقه ما؛ در اين زمينهها ميتوانيم با هم تعامل كنيم. از بند ۱۹ به بعد تا ۴۰ بحثهاي اقتصادي و توسعه همكاريها در عرصههاي ريلي، راه، تجاري، انرژي، برق و كارهايي است كه ميتوانيم در اين رابطه با هم داشته باشيم و در جمعبندي نحوه پيگيري تعهدات مطرح شده است.
ما بايد اين تعاملات را كه در همه زمينهها از جمله فرهنگي، سياسي، امنيتي، علمي و اقتصادي تنظيم شده است، با هم اجرا كنيم.
اين مطالب را از دست ندهيد:
مناظرهاي براي تاريخ ايران؛ چرا سعيد جليلي از گفتوگو با زنگنه فرار ميكند؟
تذكر جدي دلواپسان به پزشكيان: جلوي ظريف را بگير وگرنه…
همه با حمايت از دولت پزشكيان راه عبور از مشكلات را هموار كنند
با توجه به برخي ادعاها مبني بر احتمال اقدام نظامي آمريكا يا اسرائيل عليه ايران، آيا يك فرم همكاري و دفاع مشترك ميان ايران و روسيه شكل گرفته است؟
مطابق مفاد توافق، بنابر اين است كه در صورت حمله كشوري ديگر به ايران يا روسيه، ما متعهد شدهايم به هيچ وجه با آنها همكاري نكنيم و اجازه ندهيم اين اتفاق بيفتد. در كلان اين همكاري بين ما و فدراسيون روسيه وجود دارد و جزئيات آن را روندها و توافقات بعدي مشخص خواهد كرد. در كليت بندهايي در جهت توافقاتي كه بايد با هم داشته باشيم آمده، اما منجر به اين شده است كه بعدا دو كشور بتوانند با هم برنامه اجرايي داشته باشند.
پس در آينده مذاكراتي در حوزه امنيتي خواهيد داشت؟
حتما. در تمام زمينههايي كه گفتيم توافقاتي شكل گرفته كه نياز به كارهاي بعدي دارد تا تبديل به عمليات اجرايي شود.
در شرايطي كه غربيها، به ويژه آمريكا، در كنار اِعمال تروريسم اقتصادي عليه ايران، اقدام به ترور شخصيتهاي برجستهاي همچون ژنرال سليماني ميكنند يا مهمان خارجي شما را در حاليكه به صورت رسمي به كشور شما سفر كرده بود، ترور ميكنند، جامعه جهاني نه تنها اين اقدامات را محكوم نكرده، بلكه بالعكس به ايران اتهام حمايت از تروريسم ميزند، آن هم به كشوري كه به صورت مستمر در حال همكاري با جامعه بينالملل است و بارها و صراحتا اعلام كرده كه هرگز به دنبال سلاح هستهاي نيست. چرا جمهوري اسلامي ايران تا اين حد خويشتنداري كرده و صراحتا پاسخ اين اتهامات را نميدهد؟
آنچه مشخص است، اين است كه روندي كه اينها دارند، چه رژيم صهيونيستي در غزه و چه آمريكاييها و همين رژيم صهيونيستي در كشور ما و عراق، فرماندهان و دانشمندان ما را با اين بهانه ترور ميكردند كه اينها كارهاي تروريستي ميكنند و يا آمدهاند در منطقه نا امني ايجاد كنند! الان اين روندي كه رژيم صهيونيستي از ۱۵ ماه پيش در غزه و لبنان و سوريه انجام داده، تصويرش را نگاه كنيد؛ هيچ قاعده و قانون بينالمللي را مراعات نكرده است. راحت ترور و بمباران ميكند و آمريكا و اروپا هم محكم از آن دفاع ميكنند.
در هيچ چارچوب و قانون بينالمللي، به هيچ كشوري اجازه ندادهاند كه حتي در جنگ، آدمهاي بيگناه را بمباران و قتلعام كنند، اما صهيونيستها به راحتي اين كار را ميكنند و كساني كه مدعي حقوق بشر هستند و ادعا ميكنند كه چارچوبهاي بينالمللي را پيگيري ميكنند و طرفدار دموكراسي و قانون هستند، نشان دادهاند كه ضد آن ادعاهايشان هستند. گفتن كه ملاك نيست، آنچه كه در مقابل ديدگان دنيا در غزه شكل گرفت، نسلكشي بود و كار به جايي رسيد كه دادگاه لاهه اينها را محكوم و فرماندهانش را تحت تعقيب قرار داد، اما آمريكا و اروپاييها نه تنها از رژيم صهيونيستي و جناياتش دفاع ميكنند، بلكه او را مجهز و مسلح و پشتيباني ميكنند كه به اين جنايتها ادامه دهد، بعد وقتي در كرسي سازمان ملل و سازمانهاي ديگر مينشينند، دم از دموكراسي و حقوق بشر و صلح ميزنند!
اينها مستندي نشان دهند كه ايرانيان در جايي آغازگر جنگي بودند! نشان دهند كه ايرانيان در ترورها در كشورهاي ديگر دخيل بودند! ترورها نشان ميدهند كه عوامل ترور، يا خودشان هستند، يا داعشي كه اينها تربيت كردهاند، ولي خب، رسانه ها را در دست دارند و برخي سازمانهاي بين المللي را با پول و ارعاب و تحريمها وادار ميكنند آنچه را كه اينها ميگويند، تصويب و اجرا كنند.
الان تلاش ميكنند به دنيا اعلام كنند كه ايران به دنبال بمب هستهاي است، در حالي كه هم نظر رهبر انقلاب و هم سياستها و باورها و اعتقادات ما بر اين مبنا است كه به دنبال سلاح هستهاي نيستيم، نبوديم و نخواهيم بود. به زور ميگويند شما به دنبال آن هستيد كه سلاح هستهاي توليد كنيد و ميخواهند ايران هراسي ايجاد كنند.
وقتي در رقابتهاي انتخاباتي بوديم، شعار و حرفم اين بود كه قرار است در كشور يك همزباني و وحدت و انسجام ايجاد كنيم و با همسايگان هم دوستي و رفاقت كنيم، در همان اولين روز آغاز به كار بنده، مهمان ما را در تهران ترور كردند. بر اساس كدام قانون بينالمللي حق اين كار را داشتند؟ اين در حالي بود كه آمريكا و اروپا از اينها دفاع ميكردند!
در غزه مردم بيگناه، آب و نان و غذا نداشتند و اجازه كمكرساني داده نميشد، آمريكا و اروپا فقط نگاه ميكردند. اين براي من مفهوم نيست، اينها چگونه ميتوانند به ذهنيت دنيا و مخاطبين اين طور تلقين كنند، كه ايران باعث نا آرامي و رژيم صهيونيستي باعث امنيت است؟ رژيم صهيونيستي براي امنيت، زن و بچهها را ميكشد و نزديك به ۱۴ هزار كودك و محصل دبستاني را در بمبارانها به قتل رسانده است! اين حقوق بشر و مردانگي و جنگ است؟ اگر شما مرد هستيد، با آنها كه اسلحه دارند، بجنگيد، با زن و بچه و بيماران در بيمارستان چه كار داريد! چرا جلوي رساندن آب و غذا به آنها كه اسير و گرفتار هستند، گرفتهايد؟
آنچه كه ما امروز با كشور روسيه امضا كردهايم بر اين مبناست كه تنها ما اين طور نيستيم، از روسيه هم چهره ديگري نشان ميدهند، چون رسانهها را در اختيار دارند و قدرت پولي و بانكي و بينالمللي را مديريت ميكنند، تا حدودي ميتوانند فشارها را اعمال كنند و ذهنيتها را تغيير دهند.
اگر ما با هم باشيم و همه كشورهايي كه آزادگي و استقلال را ميپذيرند، كنار هم قرار گيرند، تماميتخواهي و يكجانبهگرايي آنها از بين خواهد رفت.
سردمداران اسرائيل علاوه بر اينكه بارها مردم ايران را مخاطب قرار داده و از آنها ميخواهند بر عليه كشور خود اقدام كنند، همواره تلاش دارند كه ايران را به عنوان يك كشور ضد يهودي معرفي كنند. اين در حالي است كه در تاريخ چند هزارساله ملتهاي منطقه، اين ايران بود كه يهوديها را نجات داد. اكنون نيز يهوديان زيادي در ايران در حال زندگي هستند، در پارلمان ايران نماينده دارند و در كنسيههاي خود آزادانه عبادت ميكنند. نظر شما در اين رابطه چيست؟
شما اين حرفها را باور ميكنيد؟ شعاري كه من در دنيا دادهام اين است كه ما ضد هيچكس نيستيم. ما با ظلم و جنايت مخالفيم و با كساني كه زور دارند و زور ميگويند و منابع و امكانات و ثروتهاي كشورهاي فقير را غارت ميكنند، مخالفيم.
از نظر اعتقادي معتقديم تمام اديان الهي از طرف خدا آمده و قابل احترام هستند. ما همانگونه كه به پيامبر خودمان اعتقاد داريم، به حضرت موسي (ع) و حضرت مسيح (ع) هم اعتقاد داريم، مگر ميتوانيم يهودستيز باشيم؟ براي اينكه پيامبر آنها حضرت موسي است. مگر ميتوانيم با مسيحيت در ستيز باشيم، در حالي كه حضرت مسيح را پيامبر خدا و راهش را راه خدايي ميدانيم؟
دعوا سر مسائل دنيا است، دعوايي در ميان اديان وجود ندارد. همه اديان ميگويند در برابر ظلم سر خم نكنيد، اسير قدرتها و زور و ريا و نيرنگ و دروغ نشويد، هر ديني به زباني اين را ميگويد، اما همه يك حرف ميزنند؛ عدالت، انصاف، حق، جز اين چيزي در اديان نيست و اينكه دعوا نكنند و با همديگر با انصاف و مهرباني برخورد كنند.
پيام حضرت مسيح مهرباني و گذشت بود و كساني كه مدعي پيروي از حضرت مسيح هستند، اين را بايد در عمل و زندگي پياده كنند. ما وقتي ميگوييم «بسم الله الرحمن الرحيم» يعني رحمت براي همه مردم، چه مسلمان و كافر و اينكه با همه با رحمت و مهرباني رفتار شود. عدهاي كه به نام اسلام داعشي ميشوند و انسان ميكشند، مسلمان نيستند، چون اگر مسلمان بودند، آدم نميكشتند. هيچ مجوزي براي تجاوز به حقوق ديگران در هيچ ديني وجود ندارد، بلكه اينها ساخته ذهنيتهايي است كه آدمها درست ميكنند و مسيرهاي خلافي كه در پيش گرفتهاند. ما با همه اديان برادر و دوستيم و همه را از طرف خدا ميدانيم و به همه آنها احترام ميگذاريم. همه اين اديان در ايران، هم نماينده دارند و زندگي ميكنند و هم حق و حقوقشان برجاست. هم اكنون هم با روندي كه در كشور در پيش گرفتهايم، آنها ميتوانند در تمام سياستها و تصميمگيريها مشاركت و مداخله و به كشور كمك كنند.
با اين حساب نميتوانيم اختلافي داشته باشيم، اختلاف زماني است كه كسي حرف ناحق و نادرستي را بگويد، هيچ ديني از پيروانش نپذيرفته است كه حرف نادرست را بپذيرند. گفتهاند حرف درست را بپذيريد، اين حرف درست را از هر ديني هم بگويند قابل قبول است، حرف درست، درست است و من نميتوانم به عنوان مسلمان در برابر حرف درست بايستم. دستور بر اين است كه اگر كسي راه و حرف و مسير درست را نشان داد، اطاعت كنم و آن را بپذيرم.
سوال بعدي بنده در ارتباط با تحولات اخير در منطقه و تلاش آمريكاييها براي بيثباتي در مرزهاي ايران است. دولت سوريه به رغم تلاشهاي ايران و روسيه و به خاطر امتناع مردم اين كشور از دفاع از سرزمينشان سقوط كرد و به ميدان جنگ و بيثباتي تبديل شده است. در ارمنستان و تركيه نيز به رغم روابط خوب با ايران، اقدامات و دسيسههايي عليه شما در حال شكلگيري است، اين تحولات را چگونه ارزيابي ميكنيد و چه پيامدهايي ميتواند براي آينده منطقه داشته باشد؟
بر مبناي همان بحثي كه من پيش از اين خدمت شما گفتم، دعوا بر سر حق و باطل و عدل و بيعدالتي است. وقتي حق گروه و قوم و جنسيت و جامعهاي ناديده گرفته شود و نسبت به آنها با بيانصافي و بيعدالتي رفتار شود، آنها هم نخواهند پذيرفت، حتي اگر ادعا شود كه آدم خوبي هستيم و حق با ماست.
وظيفه ما به عنوان حاكميت، به عنوان پدر، رئيس اداره يا حاكم اين است كه جايگاه هر كسي را بر اساس توانمندياش، مستقل از دين و باور و اعتقادش به او بدهيم و او را در آن جايگاه بپذيريم. اگر توانستيم به اينجا برسيم، تصور ميكنم دعوا و خونريزي از بين ميرود. مشكل اين است كه فردي ميخواهد بر پست و جايگاهي مالكيت يابد كه حقش نيست، يا كسي حقش خورده شده و دعوا ميكند و اينگونه است كه دعوا ادامه مييابد.
يك مسئله تاريخي وجود دارد. كشورهاي زيادي نيستند كه سابقه امپراطوري در گذشته دارند، تعداد كشورهاي كمي هستند، اما قطع به يقين ايران از جمله معدود كشورهاي بزرگي است كه سابقه تاريخي و طولاني مدت امپراطوري دارد. در حال حاضر برخي كشورها نظير تركيه به دنبال توسعه نفوذ خود هستند و ميگويند بايد به سمت احياي امپراطوري عثماني حركت كنيم. روسيه نيز خودش را به عنوان يك امپراطوري جديد تصور ميكند. چين هم همين رفتار را دارد و در اين زمينه با يكديگر گفتگوهايي داريم، اما با آنهايي كه به دنبال قلدري و زورگويي هستند و حق خودشان ميدانند كه ديگر كشورها را تحقير كنند و ثروتشان را به غارت ببرند، چگونه بايد برخورد كرد؟
ببينيد امپراطوريها زماني سقوط كردند كه ظلم كردند و حق و حقوق انسانها را ناديده گرفتند و زماني امپراطور ماندند كه با مردم بر اساس انصاف و عدالت رفتار كردند. ما در تاريخ ايران ميبينيم، كورش زماني كه امپراطوري داشت، هر جا را كه فتح ميكرد فرهنگ و ارزشها و بزرگان آنجا را در سر جاي خود مورد احترام قرار ميداد. آنها را وادار نميكرد كه مثل خودش فكر كنند. چارچوبهايي بر اساس عدالت و انصاف آنجا حاكم ميكرد تا جنگ و درگيري در منطقه رخ ندهد و تا زماني كه امپراطوريها اين نگاه را در حكومت داشتند، وجود داشتند، وقتي از اين نگاه خارج ميشدند، جنگ و درگيري و خونريزي و سقوط شكل ميگرفت.
الان اگر كاري كه در منطقه اتفاق ميافتد، بازمهندسي است كه توسط قدرتها جهت نفوذ به خاورميانه انجام ميشود، به خاطر اين است كه ذخاير و نفت و گاز و معادن مختلفي در اين منطقه وجود دارد، چرا اينها در آفريقا نميجنگند و كاري به آنها ندارند؟ چون ذخاير اينجا آنجا نيست. براي اينكه به ذخاير خاورميانه حكومت كنند و آن را غارت كنند، طبيعتا مهندسي ميكنند كه جوامعي كه اينجا وجود دارد، با هم دعوا كنند، تا آنها بتوانند كار خود را انجام دهد.
هنر ما ميتواند اين باشد كه تلاش كنيم حق و حقوق يكديگر را حفظ كنيم و به هم احترام بگذاريم و اجازه ندهيم كه ديگران از اين اختلافات و تشديد آن سوءاستفاده كنند. اين روندي است كه به نوع حاكمان كشورها بر ميگردد و نگاهشان و نحوه تعاملي كه با قدرتهاي منطقه و با قدرتهاي نفوذي دارند. الان چرا روسيه و ايران را تحريم كردهاند؟ چون اين دو كشور نميخواهند زير بار اين بازي بروند. طبيعتا حداكثر فشار ممكن را ميخواهند وارد كنند و در عين حال نميتوانند بگويند هدف اصليشان از اين فشارها چيست، به همين دليل ميگويند اينها تروريست هستند و ايران هراسي راه مياندازند. ميگويند ايران به دنبال بمب هستهاي و موشك است. ما چه خطري هستيم؟ فقط ميخواهيم آزاد بمانيم و آزاد زندگي كنيم و نميخواهيم بازيچه دست كساني باشيم كه از آن سر دنيا آمدهاند.
ما احساس ميكنيم كه كشور و منطقه را خودمان ميتوانيم اداره كنيم. ما به دنبال جنگ و خونريزي و ناآرامي نيستيم، اما آنها ميخواهند در ذهن مردم دنيا اين مسئله را تبليغ و ايجاد كنند كه ما ميخواهيم بمب اتم درست كنيم و باعث ناامني منطقه هستيم. ترورهاي رژيم صهيونيستي و آمريكا در منطقه را جمع و با بقيه ترورها مقايسه كنند؛ اصلا قابل مقايسه نيست!
آنهايي كه آدم ميكشند، مدعي دفاع از حقوق بشر هستند و آنها كه با بمب و ترور ميميرند تروريست معرفي ميشوند؟ زن و بچه و مريض كه كشته ميشوند، تروريست هستند؟ اين چه ذهنيتي است كه نمايش اينها را ميپذيرد و باور ميكند؟
جمهوري اسلامي ايران به رغم تحريمهاي سنگين، پيشرفتهاي چشمگيري داشته و به عنوان مثال در بخش دفاعي و ساخت موشك و پهپاد به دستاوردهاي قابل توجهي رسيده است. با توجه به اين توانمنديها، ايران تا چه ميزان ميتواند از خود دفاع كند؟
يك بحث، بحث اسلحه و موشك است، بحث مهمتر مردم هستند. اينها در اين باور هستند كه دارند تلاش ميكنند كه اختلافات داخلي ما را تشديد كنند، آن موقع اگر ما موشك هم داشته باشيم، ديگر به درد نميخورد. وقتي كه موشك نداشتيم، اما مردم همه با هم و در ميدان بودند، عراق را تحريك كردند و همه هم كمك كردند كه ايران را نابود كنند، حتي يك وجب از خاك ما را نتوانستند بگيرند. الان هم بيشترين تلاش اينها بر اين است كه اختلافات داخلي ما را تشديد كنند.
ما قادريم امكاناتي را درست كنيم كه از خودمان دفاع كنيم. قصد حمله به هيچ كشوري نداشتيم و نداريم و نخواهيم داشت. ما از جنگ و خونريزي بدمان ميآيد. زمان زندگي محدود است و كلا ۵۰ تا ۷۰ سال فرصت است. اگر دعوا نكنيم ميتوانيم اين مقدار در صلح و امنيت زندگي كنيم. براي چه چيزي به جان هم افتادهايم و سر چه چيزي يكديگر را ميكشيم و به خاك و سرزمين هم تجاوز ميكنيم؟ ميتوانيم سرزمين خود را داشته باشيم و به هم كمك كنيم، انسان باشيم و انسانيت را پياده كنيم، ولي متاسفانه اين ذهنيت حاكم نيست.
ما براي دفاع از كشورمان، اگر وحدت را حفظ كنيم و با هم باشيم، موشك داشته باشيم يا نه، آنها قادر نخواهند بود ما را زمينگير كنند، ولي در عين حال، توان نظامي خود را روز به روز تقويت ميكنيم تا نتوانند به راحتي حتي هوس حمله به ما را در سر بپرورانند و مثل غزه ما را بمباران كنند و شخم بزنند و دنيا صدايش در نيايد.
گفتگو با رئيس جمهور پوتين را چگونه ارزيابي كرديد و آيا احساس كرديد كه رفاقتي ميان شما شكل گرفته است؟ در دوران معاصر بسيار مهم است كه روابط شخصي ميان رهبران ايجاد شود.
ما نگاههايمان را به تدريج به هم نزديك ميكنيم و آن حسي كه جناب پوتين در رابطه با موضعگيرياش در قبال يكجانبهگرايي دارد و معتقد است بايد چندجانبهگرايي باشد، آن حس در ما و در كساني كه دنبال آزادي و استقلال خودشان هستند، روز به روزتقويت ميشود. در نتيجه ما اين احساس همراهي سايت رسمي بت فوروارد و نزديكي را در باورهايمان حس ميكنيم و با هم خواهيم بود.
براي هر فردي كه در اتحاد شوروي زندگي كرده، فيلمي به نام تهران ۴۳، فيلم بسيار خاطرهانگيزي است كه بخش جالبي از تاريخ ما و شما در روند جنگ جهاني دوم را روايت ميكند. آيا ما توانيم شما را در جشن پيروزي جنگ جهاني دوم در مسكو ببينيم؟
بايد ببينم چه پيش بيايد، انشاءالله.
براي ما از لحاظ احساس و احترام، حضور و اداي احترام شما به يادمان سربازان گمنام ما، بسيار با اهميت بود، به ويژه اينكه سربازان روسي در سوريه شانه به شانه سربازان ايراني عليه تروريسم جنگيدند، آيا احتمال دارد در آينده هم همكاريهاي فني و نظامي دو كشور ادامه پيدا كند؟
ما هر وقت حاكميت هر كشوري اراده كند و بخواهد ميتوانيم براي اقامه و برپايي عدالت و انصاف و حق با هم همكاري كنيم. سربازان دژهاي محكم يك جامعه هستند، وقتي آن سربازان و نظاميان ذهنيتشان خراب شد و باورهايشان شكست، به همين راحتي كه شما در سوريه ديديد، آن جامعه شكست ميخورد. آن نيروهاي نظامي و سربازان گمنام بودند كه كشورها را حفظ كردند و امنيت را در آن كشورها بيمه كردند.
متاسفانه در سوريه آن سربازان باورهايشان از درون خالي شد و آن دژ محكم از درون خالي شد و در نتيجه به اين گرفتاري رسيدند. اميدوارم دوباره سوريه خودش را پيدا كند و تماميت ارضي خود را حفظ كند و همه كساني كه آنجا زندگي ميكنند، بتوانند در سرنوشت خودشان مداخله كنند و شريك باشند.
اجازه بدهيد يكبار ديگر بپرسم، همكاريهاي فني و نظامي ميان ايران و روسيه در آينده به چه صورت ادامه خواهد داشت؟
طبيعتا در تمام زمينههايي كه ميتوانيم از نظر دفاعي و امنيتي همكاري كنيم، تلاش خواهيم كرد، اين همكاريها را داشته باشيم، براي اينكه بتوانيم از خودمان دفاع كنيم و آنها نتوانند به همين راحتي هر وقت دلشان خواست بيايند و هر كاري دلشان خواست انجام بدهند و بروند.
بايد همكاري كنيم كه اين باور از ذهن آنها بيرون برود كه ميتوانند بمباران كنند و هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. چيزي كه در غزه اتفاق افتاد وحشيگري و بربريتي بود كه در طول تاريخ ديده نشده است. در طول تاريخ با شمشمير آدمها را ميكشتند و الان با ابزار قدرتمندي كه ميتواند يك جمعيت وسيع بيگناه و با گناه را با هم قتلعام كند، آنجا به نمايش گذاشتند و دنيا و اروپا و آمريكا، اين را ديد و اينها را مسلح كرد و از جناياتشان دفاع كرد كه اين قابل قبول نبود.
تشكر ميكنم جناب آقاي رئيسجمهور و ممنونم از شما.
خواهش ميكنم و آرزوي توفيق براي شما داريم.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید: